غم آمد كه نامهرباني كند
براي دلم نوحهخواني كند
تمام غزلهاي سبز مرا درون خودش بايگاني كند
ترسم از اين است يك روز باد بهار دلم را خزاني كند
چرا رفت و هرگز به يادش نبود از اين خسته دل قدرداني كند
خلاصه بگويم نميبخشمش مگر عشق پادرمياني كند .
غم آمد كه نامهرباني كند
براي دلم نوحهخواني كند
تمام غزلهاي سبز مرا درون خودش بايگاني كند
ترسم از اين است يك روز باد بهار دلم را خزاني كند
چرا رفت و هرگز به يادش نبود از اين خسته دل قدرداني كند
خلاصه بگويم نميبخشمش مگر عشق پادرمياني كند .
